تبليغاتX
راه انتظار

از جمله موانعي كه انسان را از راه كمال باز مي‌دارد، تنبلي، تن‌پروري، بي‌اعتنايي به كار و بي‌شوقي نسبت به حركت است. شما در دعاي شب اول ماه رمضان مي‌خوانيد: «اللهم اجعلنا ممن نوي فعمل و لا تجعلنا ممن شقي فكسل و لا ممن هو علي غير عمل يتكل.» ببينيد چه عبارتهاي پر مغز و چه درسي در پوشش دعاست! دعا كننده از اين‌كه جزو كساني باشد كه دچار كسالت و بي‌عملي هستند، به خدا پناه مي‌برد. نمي‌خواهد از جمله كساني باشد كه مي‌خواهند، اما عمل نمي‌كنند و انتظار دارند بدون كار كردن نتيجه بگيرند و بدون كشتن بدروند. «و لا تجعلنا ممن شقي فكسل و لا ممن هو علي غير عمل يتكل.» مي‌گويد: خداوندا! مرا جزو كساني كه فقط به آرزو تكيه مي‌كنند و به عمل و تلاش نمي‌پردازند، قرار مده.

 يكي از كارهاي واجب و اصلي براي هر انساني - چه در موضع يك فرد، چه در موضع يك جمع - اين است كه مبارزه كند؛ يعني دائم بايد تلاش كند و به تنبلي و بي‌عملي و بي‌تعهدي تن ندهد. گاهي انسان عمل هم دارد، اما نسبت به وظايف اصلي تعهد ندارد؛ مي‌گويد به ما چه! كجرويهاي برخاسته از هوس نيز همين‌طور است. انسان به اينها نبايد تن بدهد. بايستي حتما با تنبلي و بي‌عملي خودش مبارزه كند؛ تلاش و مجاهدت كند و در اين راه قبول خطر كند. اين يكي از وظايف است.

ما پيشرفت زيادي كرده‌ايم؛ منتها اگر از من بپرسيد كه آيا به اين حد قانعم، پاسخ من اين است: ابدا. ما هنوز راه زيادي داريم؛ هم به عدالت اجتماعي‌ كه اسلام از ما خواسته است و هم به آن سطحي از آزادي كه ملت ايران مستحق  آن است، هنوز نرسيده‌ايم. ما هنوز كار داريم؛ اين راه، راهي طولاني است. اين‌كه من بارها به جوانها مي‌گويم خودتان را آماده كنيد، براي همين است. شما بايد اين راه را طي كنيد. اين راه هم راهي است كه در هر كيلومترش تابلوي «توقف ممنوع» نصب شده است؛ لذا در اين راه نبايد توقف كرد. سربازان عدالت اجتماعي بايد خستگي‌ناپذير باشند. كساني كه در اين راههاي طولاني و آرمانهاي بزرگ حركت مي‌كنند، بايد خستگي حس نكنند. يك ملت، اين‌گونه به سيادت و آقايي و آرمانهاي خودش مي‌رسد. هيچ ملتي با تنبلي به سيادت و سعادت نمي‌رسد. بزرگترين مصيبت براي يك ملت اين است كه بگويد چون ما نتوانستيم همه‌ي هدفهاي خود را تأمين كنيم، پس ولش! نخير؛ بايستي هدفها را دنبال كرد.

وقتي جامعه‌اي روحيه‌اش قوي شد، دشمن نمي‌تواند به آن زور بگويد. وقتي زورگويان دنيا بخواهند سوار فرد، جماعت و يا ملتي شوند، اولين اقدامشان اين است كه روحيه‌ي آن فرد يا ملت را بشكنند و احساس توانايي و ايستادگي‌اش را از بين ببرند. تا زماني كه احساس قدرت و توانايي و روحيه در يك ملت و جماعتي وجود دارد، هيچ‌كس نمي‌تواند بر آن فائق آيد؛ نه دشمنان بيروني و نه دشمنان دروني- يعني تنبلي و بي‌عاري و بي‌كارگي-

کلام آخر

اگر در سيره پيامبر(ص) دقت کنيم، مي بينيم که پيامبر اكرم(ص) به اين‌كه دستور بدهند مردم بايد كار و تلاش كنند، اكتفا نمي‌كردند. ايشان، با روشهاي مختلف، روحيه‌ي كار و تلاش را در مردم زنده مي‌كردند و گاهي اگر جواني را مشاهده مي‌كردند كه بي‌كار است، مي‌فرمودند: «ان الله لا يحب الشاب الفارغ1»: خدا از جواني كه عمر خود را تلف مي‌كند و به بي‌كاري مي‌گذراند، خشنود نيست.

 

1) شرح نهج‌البلاغه، ابن‌ابي‌الحديد، ج17، ص146

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 18:37  توسط راه انتظار  | 
به نام دوست

دوستان عزیز سلام و سال نو مبارک ببخشید که چند وقت در خدمت نبودیم. امیدوارم متن زیر متن جالبی باشد.

مطبوعات انگلستان

 

آن‌گاه كه از مطبوعات انگلستان سخن به ميان مي‌آيد، روزنامه‌ي تايمز به عنوان يكي از مشهورترين روزنامه‌هاي انگليسي جلوه‌گر مي‌شود. اين روزنامه نخستين بار در سال 1788 منتشر شد و صهيونيسم جهاني سرمايه‌ي گزافي را هزينه كردند تا اين روزنامه را تحت تسلط خويش درآورند. تا اين كه توانستند از طريق بعضي از سران هيئت تحريريه، بر اين سيطره توفيق يابند!

بدين طريق اينك اين روزنامه به يك روزنامه‌ي خالص صهيونيستي مبدل شده است. در حالي كه سال‌ها از زماني كه رابرت مردوخ، ميليونر يهودي استراليايي الاصل آن‌را خريداري كرده است، مي‌گذرد.


نحوه‌ي خريداري روزنامه توسط رابرت مردوخ:

بايد اشاره كرد كه رابرت مردوخ هنگامي بر انجام معامله‌ي خريد تايمز راغب شد كه اين روزنامه از بحران مادي آزاردهنده‌اي رنج مي‌برد، به‌گونه‌اي كه بودجه‌ي سرمايه‌گذاران روزنامه ديگر تحمل ادامه‌ي كار را ميسر نمي‌ساخت. اين بحران بدان جا رسيد كه آنان مجبور شدند براي مدت كوتاه روزنامه را تعطيل كنند.

هم‌چنين طبيعي بود كه قضيه‌ي تايمز به شدت افكار عمومي انگليس را تحت تأثير قرار دهد. چگونه چنين نباشد در حالي كه روزنامه‌ي تايمز هم‌چون ساعت «بيگ بن» يكي از بارزترين نمادهاي انگلستان و قطعه‌اي از فرهنگ آن كشور به شمار مي‌رفت. جريان تايمز در آن روزگار بر سر زبان هر مرد و زن انگليسي افتاده بود و همگان اصرار داشتند كه تايمز از خطر تعطيلي رهايي يابد.


در چنين موقعيتي مردوخ يهودي ظاهر شد تا نقش فرستاده‌اي غيبي را براي نجات تايمز با اعلان آمادگي خويش براي خريداري اين روزنامه ايفا كند و تمامي

خسارات را برعهده گيرد.

انگليسي‌ها نيز كامياب و مسرور، پيوسته به مدح و ثناي يهوديي كه تايمز را نجات داد، مشغول شدند. آنان فراموش كردند كه خريداري روزنامه‌ي تايمز و روزنامه‌ي ديگري به نام «ساندي تايمز» توسط مردوخ، سيطره و چيرگي صهيونيست را بر شاه‌راه مطبوعاتي انگلستان درپي خواهد داشت. هم‌چنين بايد اشاره كرد كه مردوخ يهودي دست به خريد چندين مجله‌ي ديگر نيز زد و علاوه بر اين‌ها دامنه‌ي فعاليت‌هاي مردوخ به انگلستان محدود نشد و علاوه بر مطبوعات انگلستان مطبوعات استراليا، كانادا و ايالات متحده‌ي آمريكا را نيز آلوده كرد.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:25  توسط راه انتظار  |