تبليغاتX
راه انتظار - رهسپار به سوي كمال

 هر وقت كه نام علي بر زبان مي‌رانم يا ياد او بر دلم مي‌افتد، به خود مي‌لرزم، اشك از چشمانم فرو مي‌چكد، آتش دردناك و لذت‌بخشي وجودم را فرا مي‌گيرد، در او محو مي‌شوم، عاشقانه با او راز و نياز مي‌كنم، و روحم آشفته‌وار علي علي مي‌گويد...

آخر چگونه مي‌توان خداي بزرگ را پرستيد و به علي عاشق نشد؟ چگونه ممكن است به خدا كه كمال مطلق است چشم دوخت ولي كمال متعالي علي را نديده گرفت؟ عشق به علي جزوي از پرستش خداست.

عجب دارم اگر كساني قلب داشته باشند و زيبايي و عشق و انسانيت در آن‌ها اثر كند، ولي در مقابل آن همه لطف و كمال و عشق و انسانيت علي شيفته نگردند... مگر ممكن است اين همه لطف و عشق را فقط پديده‌اي مادي دانست؟ آن احساس مرموز قلبي را كه در وجود انسان‌ها موج مي‌زند، چگونه مي‌توان با فرمول‌هاي خشك و بي‌روح مادي توجيح كرد؟ روح علي در قالب ماده نمي‌گنجد و آن همه عشق و كمال نمي‌تواند از ماده‌ي سرد و بي‌جان بتراود.

هر كه را ديده‌ام، علي را دوست مي‌دارد و در مقابل عظمت و انسانيت او تعظيم مي‌كند. چرا اين‌قدر علي علي مي‌گوييم و دنبال او مي‌رويم؟ چرا اين‌قدر شيفته‌ي علي هستيم؟ چرا اين‌قدر در عشق او مي‌سوزيم؟ چرا همه‌ي ما مي‌خواهيم مثل علي باشيم، دوست داريم كه در عشق و كمال به درجه‌ي او برسيم، خوش داريم در شجاعت، در صبر، در علم و تقوا، در سخن‌وري، در همه‌ي فضائل اخلاقي مثل او باشيم؛ ولي مي‌دانيم كه حد علي مافوق طاقت بشري است و براي ما به هيچ وجه ميسر نيست كه به حد علي برسيم. لذا علي تبلور آرزوهاي انسان‌هاست كه لااقل به صورت آرزو، عطش دروني و قلبي ما را تسكين مي‌بخشد.

ما هزار گناه مي‌كنيم و از كمال بي‌نهايت به‌دوريم؛ ولي هنگامي كه تموّج روح ما بر شهوات و خواسته‌هاي مادي مسلط مي‌گردد، يك‌باره به سراغ علي مي‌رويم و تمامي احساسات قلبي و آرزوهاي برآورده نشده‌ي خود را در او مجسم مي‌كنيم و با ذكر علي علي عشق خود را به كمال و حق، و خواسته‌ي خود را براي مبارزه با جهل و فساد بيان مي‌كنيم. علي مظهر كمال و فداكاري و عشق و تمام ارزش‌هاي عالي انسان است و با ذكر نام او به خدا نزديك مي‌شويم و از گناهان استغفار مي‌كنيم و به سوي كمال ره‌سپار مي‌شويم.1

 

1ـ چمران، مصطفي ـ علي، زيباترين سروده‌ي هستي

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 18:50  توسط راه انتظار  |