تبليغاتX
راه انتظار - قرآن در تجلّي

 1) سوره‌ي مريم، آيه‌ي 96:                                                   در حديثي از امام صادق(ع) مي‌خوانيم1:

پيامبر(ص) در آخر نماز خود با صداي بلند به‌طوري كه مردم مي‌شنيدند، در حق اميرمؤمنان(ع) چنين دعا مي‌كرد:

«اللهم هب لعلي الموده في صدور المؤمنين و الهيبه و العظمه في صدور المنافقين»

«خداوندا! محبت علي را در دل‌هاي مؤمنان بيفكن، و هم‌چنين هيبت و عظمت او را در دل‌هاي منافقان»

و در اين هنگام بود كه آيه‌ي:

«ان الذين امنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا»

«كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبت آن‌ها را در دل‌ها مي‌افكند.»

خود حضرت امير(ع) در اين باره مي‌فرمايند2:

«اگر با اين شمشيرم بر بيني مؤمن بزنم كه مرا دشمن بدارد، هرگز دشمن نخواهد داشت. و اگر تمام دنيا‌ (و نعمت‌هايش) را در كام منافق فرو بريزم كه مرا دوست بدارد، دوست نخواهد داشت؛ اين به‌خاطر آن است كه پيامبر(ص) به صورت يك حكم قاطع به من فرموده است: اي علي! هيچ مؤمني تو را دشمن و هيچ منافقي محبت تو را در دل نخواهد گرفت.»3

2) سوره‌ي توبه، آيه‌ي 19:                                       در تفسير مجمع‌ البيان ذيل اين آيه آمده است كه:

«شبيه» و «عباس» هر كدام بر ديگري افتخار مي‌كردند و در اين باره مشغول به سخن بودند كه علي(ع) از كنار آن‌ها گذشت،  و پرسيد به چه چيز افتخار مي‌كنيد؟

«عباس» گفت: «امتيازي به من داده شده است كه احدي ندارد و آن، مسأله‌ي آب دادن به حجاج خانه‌ي خداست.» «شبيه» گفت: «من تعمير كننده‌ي مسجد الحرام (و كليددار خانه‌ي كعبه) هستم.»

علي(ع) گفت: «با اين‌كه از شما حيا مي‌كنم، بايد بگويم كه با اين سن كم، افتخاري دارم كه شما نداريد.»

آن‌ها پرسيدند: «كدام افتخار؟!» فرمود: «من با شمشير جهاد كردم تا شما ايمان به خدا و پيامبر(ص) آورديد.»

«عباس» خشم‌ناك برخاست و دامن‌كشان به سراغ پيامبر(ص) آمد (و به عنوان شكايت) گفت: «آيا نمي‌بيني علي چگونه با من سخن مي‌‌گويد؟» پيامبر(ص) فرمود: «علي را صدا كنيد.» هنگامي كه به خدمت پيامبر(ص) آمد، فرمود: «چرا اين‌گونه با عمويت عباس سخن گفتي؟»

علي(ع) عرض كرد: «اي رسول خدا! اگر من او را ناراحت ساختم، با بيان حقيقتي بوده است. در برابر گفتار حق هر كس مي‌خواهد ناراحت شود، و هر كس مي‌خواهد خشنود.» جبرئيل نازل شد و گفت: «اي محمد(ص) پروردگارت به تو سلام مي‌فرستد و مي‌گويد: اين آيات را بر آن‌ها بخوان «اجعلتم سقايه الحاج و عماره المسجد الحرام كمن امن بالله و اليوم الاخر و جاهد في سبيل الله لا يستوون عندالله والله لا يهدي القوم الظالمين» «آيا سيراب كردن حجاج، و آباد ساختن مسجدالحرام را، همانند عمل كسي قرار مي‌دهيد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده، و در راه او جهاد كرده است؟! اين دو نزد خدا مساوي نيستند. و خداوند گروه ظالمان را هدايت نمي‌كند.»4

 

1ـ تفسير نورالثقلين، ج3        2ـ نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه‌ي 45        3ـ سنن الترمذي، مسند احمدبن‌حنبل، سنن ابن ماجه

4ـ هم‌چنين اين روايت با كمي اختلاف در تفاسير طبري(اهل سنت) و فخر رازي نقل شده است.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 18:59  توسط راه انتظار  |